خانم ویرگول

اینطوری است که وقتی به ویرگول میرسی، باید کمی مکث کنی!

یهو بگو نمیدم!(ولی داد!)

استاد برداشته ایمیل زده که «اگه ایران از آرژانتین ببره دو نمره، اگه مساوی کنن یه نمره بهتون سر میدم.»، بعد من نمیدونم چرا یاد این تبلیغ ال جی افتادم که هوشمندانه ذکر کرده بود «به ازای هر گل در جام جهانی به ایرانی ها جایزه میدیم»و این جمله یکی از بچه ها که میگفت «خب یهو بگو نمیدم!»خنثی

 

+بعد یکی از بچه ها برگشته گفته «استاد والیبال ایتالیا رو بردیم نمره نمیدین؟» استاد پاسخ داده «اگه می باختن ازتون کم می کردم!»خنثی

ویرایش بعدا:مسی انتقامشو گرفت! ما هم نمره مونو! و این.

+ ویرگول ; ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۳۱
comment نظرات ()

رخسار نمایی

درسته که ما فیس بوک نداریم ولی همینجا هم میتونیم از این عکسای هنریِ سه رخِ دخترکِ مظلومِ سر به زیرِ سیاه و سفید بذاریماز خود راضی

+دخترک مظلومِ سر به زیرِ سیاه و سفیدِ هنریِ سه رخِ این بغل خود اینجانب می باشد!عینک

+ ویرگول ; ٤:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٩
comment نظرات ()

یه خط میخونم میرم آخر متن!

اینکه من، منی که چهارصد صفحه کتاب را دو ساعتی میخواندم الان یک هفته است حوصله ی خواندن هیچ چیز (وبلاگ، کتاب، چلچراغ این هفته، بروشور قرص مامان، دستورالعمل پخت ترشی، نتیجه چیز هایی که توی گوگل سرچ میکنم یا حتی صورت پروژه لعنتیم) را ندارم قطعا نشانه این است که مرگم نزدیک است!

+ ویرگول ; ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢۸
comment نظرات ()

کلاسور های جهان به پا خیزید!

از خلاقیت های یک عدد ویرگول در دوران امتحانات؛ دارای گواهی ثبت اختراع جهانی، برنده مدال طلای المپیاد «احتیاج مادر اختراعه» و موسوم به «یه سیم وردار بپیچ دور جزوه ت درستو بخون حرفم نباشه!» هستن ایشون! لازم به ذکر می باشد که کلاسور حامل این بخش از جزوه با وجود خارج کردن کل درس «ساختمان های گسسته»، هنوز قابل تورق نیست! باید ریاضی(2) و فیزیک(2) رو هم خارج کرد بلکه ریاضی(1)ش قابل خوندن شهیول واقعا این پاپکو چرا به فکر ما قشر دانشجو نیست، بابا خب یه کلاسور A5 هرقدرم 100 برگ باشه واسه یه ترم و چهار درس سه واحدی کم میاره دیگه...دهع

+ ویرگول ; ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢۸
comment نظرات ()

دیالوگ ناب هفته

آیس پک موزیش رو گذاشت روی پیشخوان و آه کشید.

-دیگه نمیخورم.

-چرا؟!

-خسته کننده س...همه ش موزه!افسوس

+ ویرگول ; ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٦
comment نظرات ()

The Girl With April In Her Eyes

There once was a king, who called for the spring,
For his world was still covered in snow,
But the spring had not been, for he was wicked and mean,
In his winter-fields nothing would grow;
And when a traveller called seeking help at the door,
Only food and a bed for the night,
He ordered his slave to turn her away,
The girl with April in her eyes...

Oh, oh, oh, on and on she goes,
Through the winter's night, the wild wind and the snow,
Hi, hi, hi, on and on she rides,
Someone help the girl with April in her eyes...

She rode through the night till she came to the light,
Of a humble man's home in the woods,
He brought her inside, by the firelight she died,
And he buried her gently and good;
Oh the morning was bright, all the world was snow-white,
But when he came to the place where she lay,
His field was ablaze with flowers on the grave,
Of the girl with April in her eyes...

Oh, oh, oh, on and on she goes,
Through the winter's night, the wild wind and the snow,
Hi, hi, hi, on and on she flies,
She is gone, the girl with April in her eyes...

 

 The Girl With April In Her Eyes

+ ویرگول ; ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٤
comment نظرات ()

بر هر استرس بی درمان دواست!

هایلایت: کل آهنگ رو ول کنین، صدای ویولن رو بچسبید!

 

Thrift Shop-Tyler Ward cover

 

 

+ ویرگول ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢۳
comment نظرات ()

سوتی ظریف هفته

من: هدی اون چیه تو کوه؟ اون بالا پشت دانشگاه! 

هدی: کهف الشهدای ولنجکه! 

من: چی هست؟ 

هدی: آرامگاه چند تا شهید گمنامه! 

رضوان: شهیداش مال همین محل بوده ن؟! 

+ ویرگول ; ٥:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٢
comment نظرات ()

چگونه هدیه ویرگولی تهیه کنیم.

خیلی دوست دارم پازل هدیه بدم. نه از این پازل های دو هزار تیکه و سه هزار تیکه که یه ماه آدمو میذارن سر کار و دست آخر باید قابش کنی بزنی تخت دیوار ها! یه پازل که خودم ساخته باشمش. مثلا یه جامدادی با یه سری خودکار و اتود و پاک کن ست هم. یا یه مجموعه کارتون هیجان انگیز. یا یه شال و دستبند و گوشواره رنگی که با هم مَچ هستن.

 

قسمت دوست داشتنی داستان موقع ساختن پازل شکل می گیره. یه روز کامل و بلکم بیشتر اختصاص پیدا می کنه به جمع آوری تیکه ها. به مغازه های مختلف سر می زنی، چیزای مختلفی رو تو دستت می گیری، چشمات رو میبندی و  فکر می کنی «هی، رفیقِ من با تو حال می کنه گوشواره قرمز؟»، «پیکسل آبی، تو دوست خوبی هستی؟» و موقع این کار تک تک ویژگی های رفیق رو جلوی چشم میاری و بهشون فکر می کنی و لبخند می زنی...

 

چیزی که دست آخر به دست میاد منحصر به فرده. چون تو ساختیش، تو کنار هم چیدی اجزاءشو. و از همه مهم تر تو رو تک تک تیکه هاش فکر کردی، موقع لمس کردن تک تکشون لبخند رفیق رو آوردی جلوی چشمت و اینطوری، یه عالمه حس خوب و خاطره همراه اون پازل بهش هدیه میدی.

 

و اینجوری همه خوشحال میشن!

+ ویرگول ; ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٠
comment نظرات ()

آسم مصلحتی

من اینجا نشسته ام پای تخت، وسط یک عالمه سیم، پاهایم را تکیه داده ام به جای کیس میزتحریرم ، لپ تاپم را گذاشته ام روی پاهایم و نفسم در نمی آید. کولر تِرِل تِرِل صدا می دهد ، نسیم خنکی میفرستد لای تارهای سرکش مویم که از کش سرم گریخته اند، تارها ملایم میخورند به گوش هایم و نفسم در نمی آید. سیم شارژر موبایلم اتصالی کرده و هر چند ثانیه، پیغام قطع و وصل می دهد، گذاشته ام اش کنار دستم و نفسم در نمی آید. کرکره ی پرده ی سبز اتاق تق تق میخورد به قاب پنجره ، با هر حرکتش یک ذره از آسمان آبی که تاریک می شود میبینم و نمی بینم و نفسم در نمی آید. برق ناخن هایم را پاک کرده ام، ناخن هایم را از ته گرفته ام، مامان موهایش را از ته زده و نفسم در نمی آید. تایپ می کنم، می نویسم، پاک می کنم، فکر می کنم و نفسم در نمی آید. چشم هایم را می بندم، تکیه می دهم به تخت، سرم را می برم عقب و دیگر...نفسم در نمی آید.

+ ویرگول ; ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٩
comment نظرات ()

چنین است آبجی بزرگه!

ساعت ده و نیم شب، وقتی حواسش هست انقدر درگیر کاراتی که شام نخوردی...

بشقاب آراییش رو دارین جان من؟!

+ ویرگول ; ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱۸
comment نظرات ()

نتیجه برتر هفته

حرص نخوردن، بهترین کاریه که میتونم وقتی یه مشکلی پیش میاد، تلاش کنم انجام بدم.

+ ویرگول ; ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱۸
comment نظرات ()

الانم فیزیک دارم نصفش مونده

کلا سیستم من اینطوره که وقتی یه درسیو میدونم سخته و نمیرسم، اصلا دست و دلم به خوندنش نمیره، یعنی یا باید بتونم و همه ش رو بخونم و بیست شم، یا مث ترم قبل نمیتونم و نمیخونم و هشت میشم میفتم، ای جور!

+ ویرگول ; ٩:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٢
comment نظرات ()

آل استارم آرزوست!

همیشه دلم میخواست کفش آل استار داشته باشم. ساده س، باحاله، رنگای زیادی داره، حالا اینکه انقد همه دارنش که خز شده مهم نیست! ولی هیچوقت از پوشیدنش حس راحتی نکردم، داشتن یک جفت کفش ال استار ساق بلند مشکی نقره ای همانا و ویترین شدن ایشان پشت درهای جاکفشی همانا!

نمیدونم چه دردیه که از بچگی به من کتونی لژ دار ِ عقبش از جلوش بلند تر ِ جلوش برگشته رو به بالا پوشوندن، به قسمی که الان من حتی دمپایی کف تخت هم نمیتونم بپوشم!چشم ایشونم کتونی حال حاضر بنده، که دو سال نپوشیدمش تا وقتی رفتم دانشگاه-الان- بپوشمنیشخند

همونطور که ملاحضه میشه بچه م فوق استاندارده!

آل استار پوش های عزیز، انتقاد، پیشنهاد، راهکار! ارائه بدید از هر قسمی، من آل استار مییییییییییخوااااااااااااااااام!

+ ویرگول ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱۱
comment نظرات ()

:(

خوب شو دیگه...

+ ویرگول ; ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱۱
comment نظرات ()

 

دقیقا حس هری رو دارم وقتی با خانواده ویزلی میرن جایی!خجالت

+ ویرگول ; ٥:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۸
comment نظرات ()

که تو را فقط برای خود، خواهم!

لحظه های من و تو، فقط مال خودمانند، خودمان دو تا.

ما از کتابهایی که با هم خریدیم، از انقلاب هایی که با هم گز کردیم، از قورباغه هایی که به هم کادو دادیم، از برف بازی هایی که با هم کردیم، از هیچکدام از لحظه های با هم بودنمان عکسی قاب نکردیم که توی فیس بوک و اینستاگرام و وبلاگ نشان دیگران بدهیم. چرا، یک وقت هایی یکی مان بی هوا دوربینش را از غلاف در میاورد و لحظه ای شکار می کند از دیگری و دونفری نگاه می کنیم و دروغ چرا، حظش را هم می بریم. ولی جز این، وقتی با همیم، فقط خودمانیم دو تا. هیچوقت نشده دیالوگی داشته باشیم مثل « اینا رو خوشگل بچین رو میز عکس بگیرم بذارم رو وبلاگم». اصلا میدانی؟ لحظه های دو نفری نباید اینطوری قاب بشوند توی تصویر. عکس دونفره عاشقانه یعنی چه؟! آدم وسط رقم خوردن لحظه های عاشقانه زندگی اش که برنمیگردد ژست هنری برای دوربین بگیرد، نه؟

+ ویرگول ; ۳:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٧
comment نظرات ()

اعتراف!

شاید باورتون نشه ولی من یه وقتایی همینطوری که تنهام و کسی نیس باهاش حرف بزنم و میخوام حرف بزنم با یکی، گوگلو باز میکنم توش تایپ می کنم «خب گوگل جان دیگه چه خبر؟»!

+ ویرگول ; ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٥
comment نظرات ()

گاهی بهتر است فراموش کنی...

هیچ هم داشتن حافظه قوی موهبت الهی نیست...

+ ویرگول ; ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٥
comment نظرات ()

 

هوا به شکلی بدجنسانه دونفره س!

+ ویرگول ; ٦:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٤
comment نظرات ()

لپ تاپم نابود شده!

گریه

پیرامون ست قبل، لپی جان رو به وین 8.1 ارتقا دادیم و الان از یه صفحه توسی رنگ ترسناک خلاء مانند در خدمتتونیم! به لطایف الحیلی موفق شدم فایر فاکس رو باز کنم...

دوستان! عزیزان! هموطنان! یکی به من کمک کنه! ویندوزم دیگه بالا نمیاد!گریهدیگه ویندوزی وجود نداره که بالا بیاد فی الواقع!گریه

help! S.O.S!

+ ویرگول ; ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢
comment نظرات ()