خانم ویرگول

اینطوری است که وقتی به ویرگول میرسی، باید کمی مکث کنی!

 

پرشین بلاگ مرده بود.

یحتمل بکوچیم وردپرس، اینجا رو آینه کنیم واسه اونجا. شورشو دارن در میارن بلاگستان های فارسی!!

+ ویرگول ; ۳:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۳۱
comment نظرات ()

شاه دیوونه های زنجیری

 

با یه حال نابودی داشتم از دانشگاه میومدم سمت خونه و گوشیم روی شافل سینا حجازی ها تنظیم بود ...اواسط راه دیگه نیشم تا بناگوش در رفته بود و داشتم فکر می کردم عجب دیوونه ی خوبیه این سینا حجازی...عجب دیوونه ی خوبی هستی سینا حجازی!

 

هایلایت:

تشنه ام، مثل رخت روی طناب! 

 شاه دیوونه ها

+ ویرگول ; ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢٧
comment نظرات ()

حرکت اجتماعی هفته

دختره دست دوست پسرش رو گرفته بود آورده بودش توی واگن خانم ها. سمت خانم ها خلوت بود و بیشتریا نشسته بودن، سمت آقایون همونطور که میبینید ملت در حال کتلت شدن بودن. خانوم ها چیزی نگفتن و فقط اخم کردن روشون رو کردن اونور. پسره به این حاج آقایی که پشتش به دوربینه گفت «ما الان چسبیدیم به میله ها طرف آقایون محسوب میشیم دیگه؟! هر هر هر!» و آقاهه هم چیزی نگفت.(توی پرانتز توضیح بدم که آقاهه یه بچه کوچیک همراهش بود که طبعا نمیشد بردش سمت کتلت های اونور میله.) بعد من (که اگر روی ویرگولیم رو نشون ندم هیچکس نمیگه تو لالی!)، در راستای اینکه یه اعتراضی به وجود این دو تا توی واگن خانم ها داشته باشم و زیر پوستی هم اعتراض کرده باشم که اگه حمایت نشد ضایع نشم، دوربینم رو در آوردم و با چلیک بسیار ضایعی ازشون عکس گرفتم.

دختره پرسید:چی بود؟

پسره جواب داد: هیچی عزیزم. این دختره(اشاره با انگشت) از من عکس گرفت. 

 

خب هیچی دیگه، دو معضل اجتماع به معضل بودنشون ادامه دادن و نقش این حرکت غیرمستقیم بنده یک ایستگاه تحمل نگاه های زیر چشمیِ ملتِ سمت خانم ها و سمت کتلت ها بود!خنثی تا اینکه ایستگاه بعد آقای مامور بعد از n مین کل کل با پسره و عدم موفقیت در بیرون آوردنش سر خانم ها داد زد: شماها هیچکدومتون اعتراض ندارین به این دو تا؟ و خانم ها که منتظر مجوز بودن شروع کردن به داد و بیداد و پسره رو انداختن بیرون. دختره هم خودشو انداخت بیرون با عشقش یه جا باشن!خنثی و خب هیچکس اون آقاهه که پشتش به دوربینه رو بیرون ننداخت که احتمالا به خاطر بچه هه بود.

 

الان نمیخوام بگم اگر من قاتل بودم یکی از قربانیانم این دخترایی ان که دوست پسرشون رو میارن تو واگن خانم ها؛ نمیخوام هم بگم من که دم مترو محمد رو فرو می کنم تو واگن آقایون بعد خودم سوار واگن خانوما میشم چرا یه جوری نگام می کنن انگار در حال چه کاری مچم رو گرفته ن بعد هیچکس نمیگه خانوم شما چرا این نره غول رو آوردی تو واگن خانم ها؛ نمیخوام بدونم این شیرزن هایی که اون نره غول رو انداختن بیرون چرا تا اون آقای مامور نگفت چرا هیچی نمیگین دادشون در نیومد و فوقش اگه می گفتن مرده پررو بود نمیرفت بیرون دیگه، چرا میذارن حقشونو بخورن. اصلا کلا چیزی نمیخوام بگم، فقط میخوام تو افق محو شم با اون حرکت اجتماعیم که الهی بخوره توی سرم!

+ ویرگول ; ٩:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢٦
comment نظرات ()

اگر قاتل بودم(1)

اگر قاتل بودم یکی از دسته افرادی که می کشتم نره دودکش هایی بودند که درست وقتی باران بهاری به اوج رسیده و هوا غرق لطافت است سیگار به دست و معشوق بر کف(!) برای قدم زدن میایند بیرون.

+ ویرگول ; ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢۳
comment نظرات ()

مادرجان بهار من هم

.روز مادرتون مبارک. مادرجان بهارهاتون پابرجا.

+ ویرگول ; ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢۱
comment نظرات ()

شاید باورتون نشه من بیخواب شده م شبا با این خوابم می بره:دی

بخوابان چشم! شاید یار را این بار هم دیدی

و حتی شاید او را با کمی اصرار بوسیدی!

تو که از دست دل عمریست شب تا صبح می گریی

به لطف چشم شاید لحظه ای در خواب خندیدی!

به خوابت امد آنگه تو هزارو یک سئوالی را

که رنجت می دهد از او بدینسان ساده پرسیدی:

«هلا مرغ همایونی!رسول سایه دولت!

چرایک بار هم گرد سرای ما نچرخیدی؟

تو که از ساختن -از کعبه امال - می گفتی!

چرا از سوختن در آتش این کار ترسیدی؟

تو که آن قدر پابند بهشت کوچکت بودی

مرا - این سیب نارس را -چرا از شاخه اش چیدی؟

چرا رفتی؟ چرا ماندی؟ چرا خواندی؟ چرا راندی؟

چرا های فراوانی که من گفتم، تو نشنیدی!»

به فکر خواب بودی؟ گوش کن!بانگ خروس آمد!

به دام این غزل افتادی امشب هم نخوابیدی!

«غلامرضا طریقی»

+بعد یه جوری هم چشمام خسته ست که کاملا مشخصه ساعت دو و سه بعد از سیصد بار خوندن این خوابم می بره هرشب!

 

 

 

+ ویرگول ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٩
comment نظرات ()

همیشه ساکت نمی مونه.

لچ به فتح لام، یک مقوله ای هست در الکترونیک دیجیتال که وقتی دیتا واردش می شود، تا وقتی نجاتش بدهی گیر میکند تویش و در نمی آید. در واقع یک جور حافظه برای ذخیره دیتاست. دیتا میرود تو، بعد آنقدر توی لچ دور خودش می چرخد تا المان بعدی بگوید :لچ داداش! دیتا رو رد کن بیاد! و لچ ردکند بیاید.

دل من الان لچ است. قدر یک سال دیتا تویش مانده. منتظر تلنگری است که بگوید:دل، داداش!  بریز بیرون! و بریزد، قدر یک سال حرف های نگفته.

+ ویرگول ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٧
comment نظرات ()

قانع کردن مادرجان بهار برای خوردن قرص با آب

من-فرض کن یه قرص هستی که باید با آب فراوون خورده باشه، خب؟

+خب.

من-بعد خشک خشک از گلوی یکی میری پایین میرسی به معده.

+خب.

من-بعد میبینی که یه عالمه برنج و نون و سیب زمینی و سبزی و اینا از صبح تا الان تو معده طرف گِل شده، از آب هم خبری نیست. چی کار می کنی؟

+میزنم تو سر خودم!

- خنثی

+ ویرگول ; ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٥
comment نظرات ()

:|

میریم که داشته باشیم لحظه شماری برای تعطیلات تابستونی رو.

+ ویرگول ; ۳:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٤
comment نظرات ()

 

من آدم ترسویی بودم که کمرنگ مینوشت تا بتونه راحت پاک کنه. نقاشی هاشو رنگ نمیکرد مبادا رنگای انتخابیش خرابش کنه. هیچ تصمیمی نمیگرفت مبادا اشتباه در بیاد.

.

.

.

هستم هنوزم.

+ ویرگول ; ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱۳
comment نظرات ()

 

ناروتو هم هوگاگه شد من هنوز که هنوزه این بیست واحد کوفتیو نمیتونم پاس کنم!

+ ویرگول ; ٥:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٢
comment نظرات ()

خدایا منو بکش

اولین جمله من بعد از چک کردن ایمیلم برای اولین بار طی این بیست روز، و دیدن حجم زیبای تکالیف عیدانه.

+ ویرگول ; ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٢
comment نظرات ()

مفلس

بیایید وقتی پول قرض می کنیم به موقع پس بدهیم.

من با این همه اتفاق نیک اول سالی که برای لپ تاپ و گوشی و ساعتم افتاد، الان در بهترین حالت تا آخر ماه دوهزار تومان برایم می ماند. بنابراین خب...بیایید وقتی پول قرض می کنیم به موقع پس بدهیم دیه!:|

+ ویرگول ; ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٠
comment نظرات ()

ای تو اون ذاتت

وسایل اتاق رو جابجا کرده بودم. برای خودم سه کنج کوچیکی درست کرده بودم امن از نگاه بقیه. نه که با نگاه مشکلی داشته باشم، از بچکی دوست داشتم جاهایی که خودم با خودم تنهام.

زهرا وسایل خودش رو جوری جابجا کرده که حالا نه تنها از انتهای اتاق، که از روی تختش، از پشت میزش، از توی آینه آرایشیش و از هر سمتی که بره، به من اشراف کامل داره.

هیچی، همین.

+ ویرگول ; ٦:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۸
comment نظرات ()

سبیلاشم رنگ کرده تازه

ولی خب، آدم با خودش فکر می کنه تو دنیایی که کلاه قرمزی از 88 تا 92 بیشتر نتونست خوب باشه و الان تبدیل شده به برره ای که شیرفرهادش آقای مجری باشه، آدم اصلا بره با همون گوگل این ریلیشن شیپ بزنه بهتر نیست؟

+ ویرگول ; ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٧
comment نظرات ()

فقط چون گوگل هنوز احمق تر از آن است که...

به گوگل نمی شود گفت «دلم برای دست هاش تنگ شده» تا عکس دست هاش را بیاورد، نمیشود گفت «دلم برای خنده هاش تنگ شده» تا صدای خنده اش را پخش کند با لبخندی که قدر تمام صورت کش می آید، نمیشود گفت «غصه می خورد، چه کارش کنم؟» که بگوید مثلا ببرش فلانجا و تاکسی را خبر کند و خوراکی هم بخرد. اینها از دلایلی است که من هنوز با آدم ها قطع رابطه نکرده ام.

+ ویرگول ; ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٧
comment نظرات ()

سال بز، ماه بز

+من متولد ماه بزم.

++گوشیم خرد شد روز اول فروردین.

+++بیست و نه اسفند ویندوز لپ تاپم برای سومین بار پرید.

++++ماستی که ترش است از تغارش پیداست.

+ ویرگول ; ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٧
comment نظرات ()

معرفی پدیده: آموزش زبان رنگی رنگی

رنگی رنگی یه سرویسی تدارک دیده برای هل دادن افراد به سوی زبان آموزینیشخند به اسم «آموزش زبان انگلیسی با رنگی رنگی» (ووه! چه اسم غیر منتظره ای!ابله) که این شانس رو داشتم یه ماه به صورت آزمایشی امتحانش کنم. طی این یک ماه بر حسب اتفاق کلاس زبان خودم تعطیل بود و از اونجا که آدمی هستم بسیار تنبل، تنها ارتباطم با زبان انگلیسی تو این مدت از طریق همین سرویس بود!نیشخند

روند کار از این قراره که شما میرید عضو فروشگاه رنگی رنگی میشید و این سرویس رو خریداری می کنید. بعد روی سفارشتون یه یادداشت قرار می گیره که می پرسه از چه طریقی میخواید آموزش رو دریافت کنید (ایمیل، وایبر و واتس اپ در دسترس هست!) و بعد از انتخاب شما، محتوای آموزش از همون طریق به دستتون می رسه. این مرحله من رو شدیدا به وحشت انداخت!نیشخند چون اولا انتظارش رو نداشتم ازم پرسیده بشه و فکر می کردم روی هر سه ارسال میشه، در ثانی به هیچ طریقی نمی تونستم به اون یادداشت جواب بدم و دست آخر با کلی شرمندگی از طریق ایمیل جواب رو فرستادم که گویا راه درستش هم همین بود...اینا رو دارم میگم که شما اگه خواستید بگیرینش دچار حمله عصبی نشید!نیشخند

این سرویس تقریبا به این صورت عمل می کنه که هر روز یه سری کارت مربع شکل در اختیارتون می ذاره که شامل محتواهای مختلفیه مثل لغت های تازه، داستان های کوتاه، جمله های کلیدی، اشتباه های متداول و غیره. اینکه میگم تقریبا به این خاطره که اولش داستان ها به صورت text ارسال می شد و بعد کم کم کلا به شکل کارت در اومد، و ضمنا فایل های صوتی و اخبار جالب اون روز رو به صورت لینک دریافت می کنید.این اخبار جالب در واقع در سه سطح ارائه میشه:مبتدی، متوسط و پیشرفته. می تونید انتخاب کنید که توی کدوم سطح هستید و البته توصیه می کنم توی هر سطحی بودید حتما یه مرحله بالا تر رو هم بخونید. مثلا اگه مبتدی هستید لینک متوسط رو هم یه نگاه بندازید. متوجه تفاوت توی عبارت ها و کلمه ها میشید و این خودش باعث میشه کلمه های جدید اون متن سطح بالا تو ذهنتون بمونه!

 

چند تا از کارت ها رو به عنوان نمونه بنگرید مثلا:

یکی از روش های خوب یاد گرفتن لغت به هر زبانی، اینه که شباهتش رو به یه لغت دیگه تو ذهنتون ثبت کنید. مثلا همه ما میدونیم apple میشه سیب، پس یاد گرفتن pineapple و adam's apple و هر چیزی که شباهت داره به این کلمه رو می تونیم با apple کد کنیم! (توی پرانتز بگم که این روش برای زبان ژاپنی خیلی کار منو راه انداختهنیشخند!)

 

مشکلی که این دسته کارت(غلط های رایج) دارن، اینه که بهتون نمیگن چرا جمله بالا غلطه و جمله پایین درسته. در مورد این کارت به خصوص، من می دونم که قید زمان آخر جمله باعث میشه زمان فعل به شکل past simple در بیاد، ولی ممکنه شما ندونید خب!

 

این کارت رو به ندرت دیدمنیشخند

 

این کارت رو هم همینطور! این تنها کارتیه که به نظر من جاش اینجا نیست، چون کسی چک نمیکنه که شما چی نوشتید و در واقع نوشتن بدون اینکه کسی تصحیحش کنه، فایده چندانی نداره. ضمن اینکه این سرویس بیشتر برای گرامر و لغت و listening خوبه تا writing و reading، چون نه نوشتنتون چک میشه نه تلفظ هاتون!

 

جیک جیک مستونت بود و این حرف ها...نیشخند یاد گرفتن عبارت ها توی جمله، مخصوصا وقتی جمله در مورد داستانیه که در موردش ذهنیت داری، جواب میده...منتها این کارت هم کم پیداست و خیلی بهش برخورد نمی کنید!

 

توضیحی در مورد تلفظش داده نمیشه، ولی تقریبا واضحه چطور تلفظش کنید!نیشخند

 

...

 

 

اگه بخوام یه جمع بندی کلی بهتون بدم، سرویس رنگی رنگی خوبه چون میشه عکسا رو سیو کنید و تو وقتای مرده مثل تو راه دانشگاه و نصفه شبا دوره کنید؛ هر روز وادار میشید یه نگاه گذرا به زبان انگلیسی داشته باشید؛ چارتا سایت خوب در اختیارتون قرار میگیره که بعد از تموم شدن سرویستون هم میتونید اگه همتشو داشته باشید استفاده کنید؛ و یه تلنگری می خورید که زبان رو جدی تر دنبال کنید. و خوب نیست چون روی نگارش و خوندنتون کار نمیشه و از این لحاظ نمیشه کامل بهش متکی بود؛اطلاعاتی که بهتون داده میشه پراکنده ست و مثلا ظرف یک روز یه کلمه در مورد میوه ها یاد میگیرید، یه جمله در مورد رستوران، یه خبر در مورد نور خورشید؛ و اینکه خیلی خیلی وابسته به خودتون و وجدانتونه، چون هیچکس چک نمیکنه که شما تمرین می کنید یا نه و کسی تکلیفی ازتون تحویل نمی گیره.

این بود  نتیجه بررسی من!

+ ویرگول ; ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٧
comment نظرات ()