خانم ویرگول

اینطوری است که وقتی به ویرگول میرسی، باید کمی مکث کنی!

چگونه هدیه ویرگولی تهیه کنیم.

خیلی دوست دارم پازل هدیه بدم. نه از این پازل های دو هزار تیکه و سه هزار تیکه که یه ماه آدمو میذارن سر کار و دست آخر باید قابش کنی بزنی تخت دیوار ها! یه پازل که خودم ساخته باشمش. مثلا یه جامدادی با یه سری خودکار و اتود و پاک کن ست هم. یا یه مجموعه کارتون هیجان انگیز. یا یه شال و دستبند و گوشواره رنگی که با هم مَچ هستن.

 

قسمت دوست داشتنی داستان موقع ساختن پازل شکل می گیره. یه روز کامل و بلکم بیشتر اختصاص پیدا می کنه به جمع آوری تیکه ها. به مغازه های مختلف سر می زنی، چیزای مختلفی رو تو دستت می گیری، چشمات رو میبندی و  فکر می کنی «هی، رفیقِ من با تو حال می کنه گوشواره قرمز؟»، «پیکسل آبی، تو دوست خوبی هستی؟» و موقع این کار تک تک ویژگی های رفیق رو جلوی چشم میاری و بهشون فکر می کنی و لبخند می زنی...

 

چیزی که دست آخر به دست میاد منحصر به فرده. چون تو ساختیش، تو کنار هم چیدی اجزاءشو. و از همه مهم تر تو رو تک تک تیکه هاش فکر کردی، موقع لمس کردن تک تکشون لبخند رفیق رو آوردی جلوی چشمت و اینطوری، یه عالمه حس خوب و خاطره همراه اون پازل بهش هدیه میدی.

 

و اینجوری همه خوشحال میشن!

+ ویرگول ; ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٠
comment نظرات ()