خانم ویرگول

اینطوری است که وقتی به ویرگول میرسی، باید کمی مکث کنی!

اوف!

8:00

...شما الان باید خودتونو تقویت کنین، باید هی بخورین، الان تو و سارا باید تلاش کنین که بیشتر بخورین، هی ریزه ریزه شروع کنین به خوردن که توانایی انجام کار های سنگین رو داشته باشید، این همسایه بغلی ما، چقدر هم خانم نازنینی بود، دو تا دختر داشت یه پسر، مادرشون سرطان گرفت، بعد...

 

8:10

...شوهرش هم اینو برداشت برد آمریکا و اونجا تو یه شرکت مهندسی کار پیدا کرد و دم و دستگاه آنچنانی به راه انداخت و پسره هم دکتراشو همونجا گرفت و چقدر هم آدم موفقی بود. حالا من که صحبت میکنم شما فکر میکنید که من چرت و پرت میگم ولی من تجربه دارم اینا همه تجربه ست. بعد حالا مادر شما نباید دست به سیاه و سفید بزنه چون...

 

8:15

...آره دیگه ما به مینا خانوم نگفتیم چی شده که نگران نشه، آخه الان درگیر کارای ساختمونشونن بعد آخه زن، تو میخوای بیای اینجا چی بگی؟ اصلا الان صلاح نیست بیاد، خونه شون رو هنوز نتونستن به جایی برسونن. حالا این خونه قبلیشونو که کوبیدن امیر اینا...؟ اینا پول کم آوردن بعد الان چقدر میلیون از وامشون مونده بانک بهشون نمیده...

 

8:30

...این زن اصلا زن زندگی نبود. آدم نباید همه چیز رو تو حالت عالی ترین شکلش بخواد که. یکدنده، لجباز...برداشته نمای خونه رو طراحی کرده زرد، ابی، قرمز...میگم مگه لباسه که رنگ رنگ زدی؟! بعد الان بیست میلیون پول دارن کار نماشون بیست و دو میلیون خرج داره، تازه نماکاره گفته باید چند میلیون سنگ رو بریزیم دور با این طرح که شما زدین...

 

8:50

... چون ما که دست به هر کاری زدیم خراب شد، ما بلد نیستیم که! آدم باید یه بلد با خودش داشته باشه همیشه. تو این مملکت اصلا نمیشه رو آینده حساب باز کرد ها...

-اذان گفتن؟

-آره آره...پاشو، پاشو باید بری افطار، باید خودتو تقویت کنی، باید هی بخوری...!

+ ویرگول ; ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٤/۱٠
comment نظرات ()