خانم ویرگول

اینطوری است که وقتی به ویرگول میرسی، باید کمی مکث کنی!

تعطیلات خود را چگونه گذراندید!

...بله و ما سیزدهمان را بر پشت بام به در نمودیم و سبزه مان را دادیم جانوران دست آموز دایی جان خوردند. قریب به بیست روز تعطیل بودیم و دریغ از بیست صدم درصد پیشرفت روی پروژه عیدمان. بیست ساعت ساعت خوابمان چرخیده که چهار روز دیگر مهلت بدهند به حول و قوه الهی آن هم درست خواهد شد.

 

در ایام تعطیلات از تهرانی خالی از شهروند و شهروند نما لذت بردیم، به موزه موسیقی واقع در خیابان دربندی( آن طرف خیابان گوگل(!) و آن طرف آن طرف امام زاده صالح) رفتیم که تعطیل بود و راهمان ندادند، یک نهم پول لپ تاپمان از محل درآمد های عیدانه جور شد، دختر خاله مان را با آموزش اوریگامی تا مرز به خاک سیاه نشاندن مادرش پیش بردیم، از پذیرایی از فامیل های دورمان شانه خالی کردیم زیرا آلرژی بهاره مان عود کرده بود، و نهایتا شش کیلو لاغر شدیم(!) و این همه ماحصل ما بود از تعطیلات نود و سه!

 

+هزار و سیصد و نود و دو به سه بخش پذیر است و عدد خوبی به نظر می رسد، ولی هزار و سیصد و نود و سه سه تا سی و یکی است که سی و یک اول است و عدد خوبی به نظر نمیرسد!(به خوابم ربطی نداره من کلا با بعضی عددا مشکل دارم مثل پنجاه و هشت:‏|‏ )

+ ویرگول ; ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٤
comment نظرات ()