خانم ویرگول

اینطوری است که وقتی به ویرگول میرسی، باید کمی مکث کنی!

خوابهای قبل از در به دری

دیشب خواب می دیدم یک پسره ای هستم بسیار عضلانی و آفتاب سوخته با تی شرت سیاه و شلوار جین سنگشور روشن که نشسته ام رو به روی خانم ویرگول روی یک صندلی چرخان مشکی، دور مچ دست چپم هم جای زخم است ناشی از تلاش ناموفق برای خودکشی با تیغ. دختره هم هی بروبر  عوض اینکه راست توی صورت من نگاه کند جای زخمم را نگاه می کرد و فکر می کرد حتما یک جوری دستش را ببرد که بمیرد چون جایش می ماند و افت کلاس دارد خلاصه. درست یادم نیست درباب چگونگی زدن رگ نصیحتش می کردم یا چی. ولی یادم هست صندلی خیلی خوب و راحتی بود.

 

+خواب ها رو تگ کنم؟

+ ویرگول ; ۸:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٩
comment نظرات ()