خانم ویرگول

اینطوری است که وقتی به ویرگول میرسی، باید کمی مکث کنی!

که دومی اولی رو خنثی میکنه...

آدم با دوستهای سابقا جان جانی اش رفته باشد گردش و کلی بهش بد گذشته باشد، هی دوست های سابقا جان جانی اش بهش بگویند خسته کننده و بی اعصاب و روی اعصاب است، با بغض داشته باشد برگردد خانه(!)، یک عطیه جان هم داشته باشد که ببردش پارک لاله با هم زل بزنند به درخت ها که برگشان زیر نور خورشید بعد از ظهر می درخشد،...

 

+فکر نمی کردم شریف و تهران باعث بشن آدما اینقدر سطحی بشن... نمیدونم چی بگم در موردشون...

+ ویرگول ; ٥:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢
comment نظرات ()