خانم ویرگول

اینطوری است که وقتی به ویرگول میرسی، باید کمی مکث کنی!

تو روحی هفته

پرشین بلاگ لعنتی.

+ ویرگول ; ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٥
comment نظرات ()

حرکت اجتماعی هفته

دختره دست دوست پسرش رو گرفته بود آورده بودش توی واگن خانم ها. سمت خانم ها خلوت بود و بیشتریا نشسته بودن، سمت آقایون همونطور که میبینید ملت در حال کتلت شدن بودن. خانوم ها چیزی نگفتن و فقط اخم کردن روشون رو کردن اونور. پسره به این حاج آقایی که پشتش به دوربینه گفت «ما الان چسبیدیم به میله ها طرف آقایون محسوب میشیم دیگه؟! هر هر هر!» و آقاهه هم چیزی نگفت.(توی پرانتز توضیح بدم که آقاهه یه بچه کوچیک همراهش بود که طبعا نمیشد بردش سمت کتلت های اونور میله.) بعد من (که اگر روی ویرگولیم رو نشون ندم هیچکس نمیگه تو لالی!)، در راستای اینکه یه اعتراضی به وجود این دو تا توی واگن خانم ها داشته باشم و زیر پوستی هم اعتراض کرده باشم که اگه حمایت نشد ضایع نشم، دوربینم رو در آوردم و با چلیک بسیار ضایعی ازشون عکس گرفتم.

دختره پرسید:چی بود؟

پسره جواب داد: هیچی عزیزم. این دختره(اشاره با انگشت) از من عکس گرفت. 

 

خب هیچی دیگه، دو معضل اجتماع به معضل بودنشون ادامه دادن و نقش این حرکت غیرمستقیم بنده یک ایستگاه تحمل نگاه های زیر چشمیِ ملتِ سمت خانم ها و سمت کتلت ها بود!خنثی تا اینکه ایستگاه بعد آقای مامور بعد از n مین کل کل با پسره و عدم موفقیت در بیرون آوردنش سر خانم ها داد زد: شماها هیچکدومتون اعتراض ندارین به این دو تا؟ و خانم ها که منتظر مجوز بودن شروع کردن به داد و بیداد و پسره رو انداختن بیرون. دختره هم خودشو انداخت بیرون با عشقش یه جا باشن!خنثی و خب هیچکس اون آقاهه که پشتش به دوربینه رو بیرون ننداخت که احتمالا به خاطر بچه هه بود.

 

الان نمیخوام بگم اگر من قاتل بودم یکی از قربانیانم این دخترایی ان که دوست پسرشون رو میارن تو واگن خانم ها؛ نمیخوام هم بگم من که دم مترو محمد رو فرو می کنم تو واگن آقایون بعد خودم سوار واگن خانوما میشم چرا یه جوری نگام می کنن انگار در حال چه کاری مچم رو گرفته ن بعد هیچکس نمیگه خانوم شما چرا این نره غول رو آوردی تو واگن خانم ها؛ نمیخوام بدونم این شیرزن هایی که اون نره غول رو انداختن بیرون چرا تا اون آقای مامور نگفت چرا هیچی نمیگین دادشون در نیومد و فوقش اگه می گفتن مرده پررو بود نمیرفت بیرون دیگه، چرا میذارن حقشونو بخورن. اصلا کلا چیزی نمیخوام بگم، فقط میخوام تو افق محو شم با اون حرکت اجتماعیم که الهی بخوره توی سرم!

+ ویرگول ; ٩:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢٦
comment نظرات ()

قانع کردن مادرجان بهار برای خوردن قرص با آب

من-فرض کن یه قرص هستی که باید با آب فراوون خورده باشه، خب؟

+خب.

من-بعد خشک خشک از گلوی یکی میری پایین میرسی به معده.

+خب.

من-بعد میبینی که یه عالمه برنج و نون و سیب زمینی و سبزی و اینا از صبح تا الان تو معده طرف گِل شده، از آب هم خبری نیست. چی کار می کنی؟

+میزنم تو سر خودم!

- خنثی

+ ویرگول ; ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٥
comment نظرات ()

حالا هییییی بگین دهه هفتادیا! دهه هشتادیا! نودیه، تحویل بگیرین!

مجری: دوست داری اگه بخوان بهت کادو بدن چی باشه توش؟

صدرا، سه ساله: بمبای آر پی جی! بزنیم پوف پوف پوف همه جا بترکه!

امیرعلی نبویان: من دیگه چی بگم؟ :پوکرفیس

+ ویرگول ; ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/٢٦
comment نظرات ()

سورپریز شیرین هفته

تا تولدم یک روز و یک هفته مانده و بچه ها به خاطر اینکه توی این یک روز و یک هفته دانشگاه تعطیل است،‌ به جایش امروز ناغافل کشاندنم کافه بهشتِ دانشگاه، به صرف کیک و شکلات گلاسه و کادو...و من خوشحالم الان، بی نهایت!

+وسط مراسم درست لحظه ای که آقای مسئول کافه یه آهنگ شاد برامون گذاشت، برق رفت! خوراکیا رو تو نور شمعِ کیک خوردیم!

+ ویرگول ; ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢۱
comment نظرات ()

درد، غم، بلا،خدو بر تو ای روزگار ِ هفته

اینکه چیزایی که ناراحتت می کنه به نظر دیگران مسخره ست، چیزایی که دوست داری به نظر دیگران مضحکه، کلا موجودی هستی که مهم های زندگیت واسه هیچکس مهم نیست و «پس من درد دلامو پیش کی ببرم آخه؟».

+ ویرگول ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/۱٢
comment نظرات ()

درد، غم، بلا،خدو بر تو ای روزگار ِ هفته

اینکه چیزایی که ناراحتت می کنه به نظر دیگران مسخره ست، چیزایی که دوست داری به نظر دیگران مضحکه، کلا موجودی هستی که مهم های زندگیت واسه هیچکس مهم نیست و «پس من درد دلامو پیش کی ببرم آخه؟».

+ ویرگول ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/۱٢
comment نظرات ()

شوک هفته

شش سال پیش، همچه آدمی بودم من!

+اند رمزنگاری اینه که من نگفتم ساسکه، گفتم برادر ایتاچی!خنثی

+حالا کسی جوابشو میدونه؟ من لازم دارم برم تو این ایمیل کذایی!خنثی

+ ویرگول ; ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢٧
comment نظرات ()

سوال سخت هفته

مامان...خوشالی که منو داری؟

+آره، معلومه.

مامان...من به چه دردی می خورم؟

+این چه حرفیه...معلومه که به درد می خوری!

یه دردی رو بگو که من بهش می خورم مثلا...؟

+... سوال سخت نپرس دیگه، مطمئنم بالاخره یه روز یه دردی پیدا میشه که بهش بخوری:)

+ ویرگول ; ٦:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۳٠
comment نظرات ()

"صداقت"ِ هفته

گزارشگر رادیو: آقا شنیدین که بعضیا پول میدن به بعضی جاها و کارت معاینه فنی میگیرن؟

راننده: بله بله خودم دیدم اصلا، واقعا جای تاسف داره، به فکر خودشون نیستن! این کارت برای ایمنی خودشونه!

- شما اسم این کار رو چی میذارین؟

حق خوری از مردم!

-حق خوری از مردم...خب اگه خودتون میتونستید مثل بعضی ها پول بدین به بعضی جاها کارت معاینه فنی بگیرید آیا این کارو می کردید؟

بله چرا که نه! تو وقتم هم صرفه جویی میشه تازه!

-خنثی

 

+دارم میرم سفر! اگه برنگشتم عطیه جانم رو دلداری بدین!

+ ویرگول ; ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱
comment نظرات ()

خوشبختی هفته

عطیه جان.

+ ویرگول ; ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢۱
comment نظرات ()

خوشبختی ریز هفته

اینکه میم یادش هست چقدر عاشق آبی هستی و موس کوشولو دوست داری، که برات موس کوشولویی بخره که یه نوار براق فیروزه ای دورش داره...

+ ویرگول ; ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱٠
comment نظرات ()

«قانع شدم»ِ هفته!

به مادرجان بهار میگم: من همیشه برای دوست هام کادوی تولد می خرم، نمیدونم چرا کسی به من کادوی تولد نمیده!

میگه: ببین یا تو کلا تو توهمی با این دوستات، یا دوستات تو توهمن...تو هم با این دوستات!خنثی

+ ویرگول ; ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٢
comment نظرات ()

کانکلوژن هفته

 

78% سختی زندگی بابت آدم هاییه که میشناسنت ولی نمیشناسنت.

 

هایلایت: 

No pressure, No worries, No hair jam, no people who think that they know me but don't, No plattform shoes!

I Wanna Be Like Other Girls

+ ویرگول ; ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢۳
comment نظرات ()

سخت هفته

تحمل کردن آدمی که تحقیرت میکنه واسه یه عمر.

+حالا هر چی، هرچی هم روان شناسه گفته باشه من حال میکنم نفرتم ازت رو نگه دارم، یه روز به کار میاد بالاخره.

+ ویرگول ; ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱۳
comment نظرات ()

دلگرمی هفته

من واسه آروم کردن فرشته ام همه چیز میتونم بشم...

+ ویرگول ; ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٤/٩
comment نظرات ()

«متنفرم» هفته

آدم هایی که بهت این اطمینان رو میدن که براشون یه آدم خاصی، یه جایگاه خاص داری، و بعد می فهمی تقریبا به تمام آدم هایی که میشناسن این اطمینان رو داده ن.

+ ویرگول ; ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٤/۱
comment نظرات ()

دیالوگ ناب هفته

آیس پک موزیش رو گذاشت روی پیشخوان و آه کشید.

-دیگه نمیخورم.

-چرا؟!

-خسته کننده س...همه ش موزه!افسوس

+ ویرگول ; ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٦
comment نظرات ()

سوتی ظریف هفته

من: هدی اون چیه تو کوه؟ اون بالا پشت دانشگاه! 

هدی: کهف الشهدای ولنجکه! 

من: چی هست؟ 

هدی: آرامگاه چند تا شهید گمنامه! 

رضوان: شهیداش مال همین محل بوده ن؟! 

+ ویرگول ; ٥:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٢
comment نظرات ()

نتیجه برتر هفته

حرص نخوردن، بهترین کاریه که میتونم وقتی یه مشکلی پیش میاد، تلاش کنم انجام بدم.

+ ویرگول ; ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱۸
comment نظرات ()