خشم ویرگول

بعله دیگه، بعضی وقت ها هم اینطوری میشه...

استاد محترم هفته پیش تاکید کرده ن که هفته دیگه پامیشین میاین و اگه نیومدین من میدونم و شما و چی و چی. ما هم که حرف گوش کن امروز دل از رختخواب گرم و نرم خویش برکندیم و خود را به آغوش خیابان سپردیم و دم صبحی زیر نم نم بارون زیر نور خورشید(!) خود رو به دانشگاه که مثل شمال ، یا مثل لندن حتی، ابرپوش و بادوَز بود، رسوندیم تا ببینیم خودمونیم و یکی از پسرها که هم محلمان است و یکی از پسرها که هم محلمان نیست. بعد هم مثل این ترمک های بچه مثبت از همه جا بی خبر هی جلوی در کلاس سه تایی قدم رو رفتیم تا دیدیم خود استاد هم نمیاد و کنفت شدیم. الانم از سایت یونی در خدمتتونیم!

 

حالا بچه ها هیچی ولی من دستم به استاد برسه..!!

/ 5 نظر / 5 بازدید
ندنیک

استاد هم الکی سرو صدا کرده. هوو. ما این جمعه نه جمعه قبلی هم کلاس نداشتیم. یعنی دو تا 5شنبه قبلی دانشگاه رفت تو کما

چپ دست

شما چه ساده بودی که تهدید های استاد رو جدی گرفتی [خنده]

زویا

این استادتون احتمالا سادیسته [نیشخند]

میتینگ انلاین

[قهقهه] حق کسانی که با دیگران هماهنگ نمی کنند همین است دیگر جانم. استاد هم از افعال معکوس بهره برده ست. هوم جواب کامنت را هم دیدم. این یکی که صد در صد حقتان است.

زردالو

چه استادی [قهر]