پاییزه

نیمه دوم سال خیلی از نیمه اول سال بهتر است. حالا درست که من سرمایی ام و لباس زمستانه ها را هیچوقت از دسترس دور نمی کنم و سینوزیت حاد دارم و تمام شب های این نیمه دوم سال هر غلتی که زدم با صدای قل قل ترشحات سینوس های پر شده ام و تیری که توی صورتم می کشد کوفتم شده، ولی خدایی اینکه روز آخر سرماخوردگی و بعد از چندین روز و شب زندگی بین دستمال کاغذی های خیس و درد کشیدن از نفهمیدن مزه غذاها و کوفته بودن تمام استخوان های بدن، پولیور و جوراب بافتنی ات را در بیاوری و تنِ هنوز کمی تب دارت را بسپاری به سنگ های سرد کف خانه و ناله های نامفهوم در بیاوری که داری خوب میشوی، یک جور حس دلچسب فایق آمدن بر مشکلات زندگی در وجود آدم تداعی می کند که به همه آن چند روز مرض می چربد!

و کاش همه مشکلات زندگی با چند شب بیدار ماندن بین دستمال کاغذی های خیس و درد کشیدن از نفهمیدن مزه غذاها و تحمل کوفتگی 206 تا استخوان ناقابل، میدان نبرد را ترک می کردند.

/ 4 نظر / 12 بازدید
بهاره

جدیدا من سرما نمیخورم اون‌ منو میخوره! ولی الان که بزنم به تخته سالمم! حالا خدا چی میخواد! نمیدونم! من یکی هر ویژگی نیمه دوم سالو بتونم تحمل کنم این که انقدر زود هوا تاریکه رو نمیتونم! برعکس تو من گرمایی‌ام :)

مگهان

آی گفتی ... واقعاً ای کاش ! ای کاش همه مشکلا مثل این دردای سینوسی بود اصلا و می دونستی یه جایی تموم میشه ... فصل داره زمان داره ... حل میشه... خوب میشه ... تهشم چند روز درد و تحمل می کردی و می دیدی دیگه از اون مشکل اصلا خبری نیست !

مگهان

دلم می خواست اندازه ی شما محکم بودم ... : ) راستی ممنونم ! تو کاپ رو بردی ! من بیشتر از تو نگاه کردم واسه پیدا کردن کامنت دونیم !