همیشه ساکت نمی مونه.

لچ به فتح لام، یک مقوله ای هست در الکترونیک دیجیتال که وقتی دیتا واردش می شود، تا وقتی نجاتش بدهی گیر میکند تویش و در نمی آید. در واقع یک جور حافظه برای ذخیره دیتاست. دیتا میرود تو، بعد آنقدر توی لچ دور خودش می چرخد تا المان بعدی بگوید :لچ داداش! دیتا رو رد کن بیاد! و لچ ردکند بیاید.

دل من الان لچ است. قدر یک سال دیتا تویش مانده. منتظر تلنگری است که بگوید:دل، داداش!  بریز بیرون! و بریزد، قدر یک سال حرف های نگفته.

/ 7 نظر / 9 بازدید
مگهان

تلنگر :| زدم الان که خالی شی ...[خنثی]

آبو

حالا دلتون دی لچه یا تی لچ؟

بروكسل

من يه ده هشتادى هستم و پاريس رو ترجیح ميدم.[نیشخند] قد يک سال حرف هاى نگفتت رو واسه ده هشتادى هاى وبلاگت بگو.[پلک]

م.ح

حرف هایی هست برای نگفتن، حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند. و سرمایه ی هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.