اطلاعیه

مامان را از بیمارستان آوردیمش.

جدا از اینکه زی مدام گریه می کند همچنان، و اینکه چشم ها(و قبلا شقیقه هایش) به قدری ورم کرده و کبود شده که فقط از روی صدایش مطمئنیم شخص مادرجان بهار.ان را تحویل گرفته ایم، خوب است و سرحال. هی هی کمپوت میخورد و گوشت و ماهی بسته ایم به شکمش و اشکش دارد در میاید اصلا یک وضعی.

ممنون از انرژی مثبت همگی...

/ 2 نظر / 2 بازدید
متــــی

خدا رو شکر، انشاالله روز به روز بهبودی پیدا کنن. چندتا از تجربه هایی که در این مورد دارم میگم: 1)با توجه به تجربه ای که دارم، میگو بهترین غذل برای مادرت هست. معجزه میکنه، 2)در راستای تقئ=ویت جسمی کردن مادرت باید دقت کنید وزنشون زیاد نشه. یعنی افراط نکنید در دادن غذاهای مقوی. مثلا من شام به مادرم اگه میگو ها بزرگ باشن 6 تا دونه میگو میدم بخورن. اوایل بی دقتی من باعث شد که خیلی وزنشون زیاد بشه. 3) از تغذیه ی روحی غافل نشید. مثلا اگه خواهرتون چشمش ورم داره از بس گریه کرده، مدام جلو مادرتون ظاهر نشه. به نظرم همه باید با صورت خندان و القای این مساله که مشکل حل شده و دیگه هر لحظه سلامت تر از لحظه قبل هستید، با مادرتون برخورد کنه.

چپ دست

به سلامتی ، چشمتون روشن ،اون عوارض بعد از عمل هم ایشالا زود رفع میشه . [گل][گل][گل]این گلا رو هم از طرف من تقدیم کنید بهشون [لبخند]